خانه » آرشیو برچسب: شفیعی کدکنی

بایگانی شعرهای: شفیعی کدکنی

نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن

نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن

در این حصار جادویی روزگار بشکن

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون

به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه

تو به آذرخشی این سایه دیوسار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

تو خود آفتاب خود باش، طلسم کار بشکن

نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن

وای بر احوال برگ بی درخت

گر درختی از خزان بی برگ شد

یا کرخت از صولت سرمای سخت

هست امیدی که ابر فرودین

برگها رویاندش از فر بخت

بر درخت زنده بی برگی چه غم؟

وای بر احوال برگ بی درخت

وای بر احوال برگ بی درخت

تمامی حقوق برای تک بیت محفوظ است.