شعر شهر کویری

در این شَهر کویری ابر خسته

کنارِ ماه پاییزی نشسته

گرفته غم گلوی نازکش را

نمیدانم دلش را کی ، شکسته

شعر فقر/ابوالقاسم کریمی

برگ خُشکی ولگردم
در پنجه ی نسیمی سرد
نسیم سردی که
از سمت خانه ی زنی هرزه می آید
زن هرزه ای که هرشب
تن برهنه اش را
به فقر می فروشد
و بازی کهنه ی زندگی را
با مرگ غمناک خویش ، به پایان می سپارد

ترانه ای برای قلبم

من یه درخت تنهام تو قلب یه بیابون
دل من از دیوای آدم نما شده خون

مردن و زنده موندن فرقی واسم نداره
هر روز رو دوش خستم بارون غم می باره

ماهی شب تو رود اشک چشام می خنده
تنهایی فریادمو توی گلوم می بنده

دیواری تا آسمون بین من و بهاره
نسیم خشک صحرا غم به دلم می کاره

حرفی دیگه ندارم چیزی برام نمونده
شوری اشک چشمام ریشه ها مو سوزنده

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

متصلست او معتدلست او

جان منست او هی مزنیدش

آن منست او هی مبریدش

آب منست او نان منست او

مثل ندارد باغ امیدش

باغ و جنانش آب روانش

سرخی سیبش سبزی بیدش

متصلست او معتدلست او

شمع دلست او پیش کشیدش

مولانا

یک آن شد این عاشق شدن

یک آن شد این عاشق شدن

دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا

از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم

شیطان به نامم سجده کرد!

آدم زمینی تر شد و

عالم به آدم، سجده کرد!
افشین یداللهی ⚫ #لاو_گرافی ❣❣❣

ترجمه شعر کوتاه

Canary song
roses
I wish it wasn’t any cage

ترانه ی قناری،
گل سرخ،
من آرزو میکنم
کاش نباشد,میله ی قفس
———————————-
کلمات کلیدی:
I wish
من آرزو میکنم
Canary
قناری
cage
قفس
song
ترانه
roses
گل سرخ

ترجمه ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

در عشق او چون او شدم

من او بدم من او شدم

با او بدم بی او شدم

در عشق او چون او شدم

زین رو چنین بی سو شدم

در عشق او چون او شدم

#مولانایِ_جان #مولوی #Molana ❣❣❣

تمامی حقوق برای تک بیت محفوظ است.