خانه » عاشقانه (صفحه ی 5)

عاشقانه

زیر تیغ غم

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم
سوار اسب بی افسار قبریم
اگرچه میوه ی ممنوعه خوردیم
اسیر اختیار دیو جبریم

قصد این ویرانه کردی عاقبت

در دل و جان خانه کردی عاقبت

هر دو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش در این عالم زنی

وانگشتی تا نکردی عاقبت

ای ز عشقت عالمی ویران شده

قصد این ویرانه کردی عاقبت

قصد این ویرانه کردی عاقبت

دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست

کافر عشقم مسلمانی مرا در کار نیست

هر رگ من تار گشته حاجت زنار نیست

از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب

دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست

ناخدا در کشتی ما گر نباشد گو مباش

ما خدا داریم ما را ناخدا در کار نیست

خلق می گوید که خسرو بت پرستی می کند

آری آری می کنم با خلق ما را کار نیست

امیرخسرو دهلوی ⚫ از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب دردمند عشق را دارو به جز دیدار نیست…”

تمامی حقوق برای تک بیت محفوظ است.