خانه » عاشقانه (صفحه ی 2)

عاشقانه

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم

ای دل چه خوب بود تو را هم نداشتم

باور کن ـ ای رفیق!ـ اگر دوری ات نبود
میلی به این تغزّل پُر غم نداشتم

دیشب کسی نبود و برای گریستن
غیر از صفای آینه هم دم نداشتم

عمری گذشت و ساخته ام با نداشتن
ای دل! چه خوب بود تو را هم نداشتم

ای دل چه خوب بود تو را هم نداشتم

تمامی حقوق برای تک بیت محفوظ است.